وبلاگicon


بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 1 بهمن 1390
سیاسی کاری از حسین قدیانی به مناسبت افتخار سینمایی ما!

اسکار! سیاسی نیست. هالیوود سیاسی نیست. سیاست های فرهنگی شیطان بزرگ، سیاسی نیست. سپر دفاع ضدموشکی، سیاسی نیست. گوانتانامو سیاسی نیست. ناتوی فرهنگی سیاسی نیست. سیاست خارجی بوش و اوباما سیاسی نیست. اتاق بیضی سیاسی نیست. کراوات سیاسی نیست.

دروغ ۱۱سپتامبر، سیاسی نیست. جنگ علیه عراق و افغانستان، سیاسی نیست. بمب های اتمی ناکازاکی و هیروشیما و جنگ ویتنام و کشتار فرقه دیویدیه، سیاسی نیست. کودتای ۲۸ مرداد، سیاسی نیست. کشتن ملت پاکستان، سیاسی نیست. استعمار و استکبار، سیاسی نیست. ترور علم الهدای خامنه ای در کوی علم و فن آوری، سیاسی نیست. خونی که از سبیل جان بولتن می چکد، سیاسی نیست. حمایت از منافقین، سیاسی نیست. بمب مسجد ابوذر، یک روز قبل از حادثه ۷ تیر، سیاسی نیست. مجروح کردن دست یمین رهبر ما، سیاسی نیست. پول دادن به سران فتنه از جیب مردم آمریکا، سیاسی نیست. جایزه دادن به خلبان شلیک علیه هواپیمای مسافربری ایران، سیاسی نیست.

نیرنگ، سیاسی نیست. تفنگ و توپ و تانک، سیاسی نیست. چراغ سبز نشان دادن به آل خلیفه، سیاسی نیست. بمب فروختن به آل سعود، سیاسی نیست. حمایت از سران فتنه، سیاسی نیست. VOA سیاسی نیست. خرمهره نوبل، سیاسی نیست. ۲۰۰ کلاهک اتمی اسرائیل، سیاسی نیست. گلوله آمریکایی ها درون سینه بچه های کانال پرورش ماهی، سیاسی نیست. ترکش در گلوی رزمنده شرق ابوالخصیب، سیاسی نیست. با شنی تانک، روی سینه دلاوران هویزه رفتن، سیاسی نیست.

تحریم و تهدید و جنایت، سیاسی نیست. آژانس بین المللی انرژی هسته ای سیاسی نیست. سازمان ملل، سیاسی نیست. کشتی بریجتون سیاسی نیست. گاز خردل ساخت کشور فرانسه، سیاسی نیست. گاز فلفل در چشم دانشجویان آمریکا سیاسی نیست. حمله به چادرنشینان مظلوم جنبش ۹۹ درصد سیاسی نیست. نقشه کشیدن برای ترور حاج قاسم، سیاسی نیست. یتیم کردن علیرضای ۴ ساله، پسر مصطفای شهید شریف، سیاسی نیست. کشتن داماد کربلای ۵ جلوی چشم حاج بخشی، سیاسی نیست. آن بمب آمریکایی که ۳۸ نفر را در یک عروسی هرات کشت، سیاسی نیست...

و به اسم آزادی، ما بچه های «خیبر» و «بدر» هرگز اجازه نمی دهیم که دیکتاتوری بر جهان حکومت کند... و به اسم جایزه قشنگ هالیوود، تفنگ بدترکیب سربازان وحشی اوباما... دنیا دیگر دنیای قبل نیست!

موریانه تاریخ، اضلاع مثلث زر و زور و تزویر را خورده است، آهای مردم! سمفونی حاشیه ها، به کمک نظام سلطه آمده، تا صدای شکستن استخوان لخت آمریکا در منطقه و جهان، شنیده نشود، تا خبر «بدر» و «خیبر» مخابره نشود، تا برگردانند ما را به دوره شعب شبیخون فرهنگی... به دوره نوبل و خرمهره هایش! آهای سلمان هراتی! علیه کاخ سفید، این شعر سفید توست که دارد تعبیر می شود. آهای مهدی رجب بیگی! دانشجوی پیرو خط امام! تو رفتی، اما امروز، به خط زده اند هسته های مقاومت خمینی. آهای متوسلیان! اوباما دارد منت خامنه ای را می کشد در نامه اش، و شاگرد خامنه ای در حزب الله لبنان دارد ادب می کند اسرائیل را. کجایی دلاور؟! کجایید دلاوران!

ایرانی ها مردمی صلح طلبند، اما کور نیستند که «مرگ بر آمریکا» نگویند. ایرانی ها مردمی صلح طلبند، اما آمریکا، از غرب مرز ما صدام را شیر می کند و از شرق مرز ما بن لادن و تریاک و حشیش و... را. ایرانی ها مردمی صلح طلب اند، اما یانکی ها، دانشمندان هسته ای ما را می کشند، و با آن یکی دست شان، اسکار می دهند که سیاسی نیست. گلدن گلاب اصلا سیاسی نیست. گلوله گلاب سیاسی نیست. بمب گلاب سیاسی نیست. ترور گلاب سیاسی نیست... آهای مردم! مبادا شهروند مطیعی شویم برای دهکده جهانی! و به جای «بدر» و «خیبر»، به جای تماشای شکستن غرور غرب، به جای دیدن غروب غرب، و به جای اینکه کمک کنیم به «حاج احمد» تا پرچم اسلام را بهتر در «انتهای افق» بکوبد، اسیر حواشی شویم. توپ جمهوری اسلامی، امروز در محوطه ۱۸ قدم اتاق بیضی است؛ حواس تان هست؟!




اسیر تماشاگرنمایی نشویم که دارد لیزر می اندازد روی چشم دروازه بان ما!! توپ اصلا زمین ما نیست، بلکه زمین دشمن است، اما آمریکا داور را خریده! و چندتایی از تماشاگران ما را! و به اینها جایزه می دهد تا دنیا و ما، نبینیم فتح الفتوح کودک ۶ ماهه بحرین را. امروز، عریان اصل کاری، نظام سلطه است!! انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی و قیام ۹۹ درصد، رسما لخت کرده اند آمریکا را و کنار زده اند از مجسمه آزادی، پرده پندار تزویر را... و خرمهره نوبل را... و اینک، گلدن گلوب، آمده است تا با هیاهو، به آمریکا تنفس مصنوعی دهد! آمریکا دارد در واقعیت از ما سیلی می خورد و در فیلم و جایزه و روی سن، جبرانش می کند!!

یکی جایزه می دهد، یکی جایزه می گیرد، و دیگری این خبر را در بوق می کند و به حاشیه ها دامن می زند، تا من و تو نشنویم صدای شکستن استخوان نظام سلطه را. فیلم، فیلم است، اما واقعیت را، «خیبر» و «بدر» را جمهوری اسلامی دارد کارگردانی می کند. «سمفونی حاشیه ها» از بیرون و درون، هدفش این است: یادمان برود که خاورمیانه دارد روی انگشت سپاه قدس می درخشد! من مانده ام، چرا گلدن گلوب را به بچه های جلوه ویژه تسخیر وال استریت نمی دهند، و چرا سروده های مطهر آیات القرمزی نوبل نمی گیرد؟!... بابانوئل دست نزد برای سروده های سلمان هراتی، و نوبل علمی را ندادند به مصطفای شهید شریف که در اوج تحریم، غنی کرد ما را با غنی سازی. یکی را می کشند و دیگری را روی سن می برند... و همین کارها را می کنند که دنیا، حرف و اول آخرش این است: «مرگ بر آمریکا».

ایرانی ها مردمی صلح طلبند، اما صلح با ابلیس، خط قرمز ماست. ما از این پیچ حساس تاریخ، با موفقیت عبور می کنیم و اجازه نمی دهیم هجوم حاشیه ها، فتح الفتوح ما را به حاشیه ببرد. ما برای گرفتن انتقام خون تاریخ و جغرافیا از آمریکا، الگوی جهان مبارزه ایم. ایرانی ها مردمی صلح طلبند، اما آنکه علیه الگوی ملل آزاده دنیا، متوسل به ۸ سال جنگ تحمیلی و ۸ ماه جنگ تحلیلی و ترور دانشمندانش می شود، روی جنگ و انتقام ما را باید ببینید، نه روی صلح و صفای ما را، که ما هرگز صلح طلب تر از ۹۹ درصد مردم دنیا نیستیم!!
والسلام



طبقه بندی: بدعت ستیزی،  عمومی،  نقادی،  طنز، 
برچسب ها: قدیانی، گلدن کلاپ، گلدن گلوپ، اصغر فرهادی، جدایی نادر از سیمین، دل نوشته،
ارسال توسط هادی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 26 دی 1390

خواستم در مورد شهید نواب صفوی مطلبی آماده کنم که دیدم بهتر از این خط در عالم امکان یافتنی نیست! 





طبقه بندی: عمومی،  سیاسی،  ولایت فقیه و ولی فقیه،  شهدا، 
برچسب ها: امام خامنه ای، شهید نواب صفوی، دست خط رهبر انقلاب،
ارسال توسط هادی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 25 دی 1390
تلویزیون چیست و تفاوت‌های ماهوی آن با سینما در کجاست؟ پیش از هر چیز، برای جلوگیری از شبهات احتمالی باید یک بار دیگر براین نکته تصریح کنیم که «پرسش از ذات و ماهیت سینما و تلویزیون» را نباید با «پرسش از کارایی این دو وسیله» خلط کرد. در تمدن کنونی جهان، راه برای پرسش از کارایی‌ها و کاربردها کاملاً باز است، اما امکان تفکر در ذات و ماهیت اشیاء و موجودات وجود ندارد. در جواب اینکه «آب چیست؟»، قریب به اتفاق مخاطبان به شما پاسخ خواهند داد که «آب ترکیبی از اکسیژن و هیدورژن است». کسی حتی احتمال هم نخواهد داد که شما از «ماهیت آب» پرسش کرده باشید. در کتاب «آداب‌الصلاه»1 امام خمینی (قدس‌سره) آمده است:
رحمت واسعه الهیه را که از سماء رفیع‌الدرجات حضرت اسماء و صفات نازل و اراضی تعینات اعیان به آن زنده گردیده، اهل معرفت به «آب» تعبیر نمودند.
چه سوالی باید پرسید تا در جواب، این جمله را بگویند که امام فرموده؟
بشر امروز، جز معدودی از متفکران ـ آن هم متفکرانی که با تفکر عرفان نظری می‌اندیشند ـ قرن‌هاست که از این نحوه‌ی تفکر دورافتاده‌اند و درباره‌ی اشیاء فقط به کاربرد و کارآیی آنها می‌اندیشند، حال آنکه تفکر دینی اصلاً انسان را به سوی پرستش از ذات اشیاء و ماهیت آنها می‌راند. تفکر سودانگارانه و اوتیلیتاریستی بورژوازی به صورت جوی فرهنگی درآمده است که همه در آن تنفس و تفکر می‌کنند و علوم رسمی نیز زبان و ملزومات این تفکر را بالتمام فراهم آورده‌اند … و اکنون قرن‌هاست که از این رویداد تاریخی می‌گذرد.
انسان به مفهوم کلی دارای مصداق تاریخی است، اما افراد بشر آن همه عمر نمی‌کنند که «دو تمدن مختلف و نحوه‌ی تبدیل و تحول آن دو را به یکدیگر» درک کنند، اگرنه، تصور این غایاتی که ما برای تمدن اسلامی ترسیم می‌کنیم آسان‌تر می‌بود. برای عموم افراد بشر اکنون تصور صورت دیگری از حیات و تمدن جز این صورت فعلی محال و ممتنع است، آنچنان که برای مردم قرن شانزدهم نیز تصور صورت کنونی امکان نداشته است.
انقلاب درمدنیت نخست از یک تحول بزرگ در اندیشه‌ی مردمان آغاز می‌گردد و سپس با فاصله‌ی چند نسل «تحقق مدنی» می‌یابد و در صورت «نظام‌ها و تأسیسات و معاملات و مناسبات مختلف» ظاهر می‌شود. پیش از پیروزی انقلاب اسلامی انتظار این تحول عظیم در زمان و همه‌ی وقایع تاریخی و اجتماعی احساس می‌شد و اکنون نیز در همه‌ی آنچه در سراسر جهان می‌گذرد، برای آنان که زبان دلالت تاریخی را درمی‌یابند، نشانه‌هایی غیرقابل انکار برای اضمحلال تمدن غرب و استقرار مدینه‌ای معنوی در آینده‌ای نه چندان دور موجود است.
تلقی ما از دوران کنونی همین است: «دوران گذر از تمدن‌ قاهر شیطانی غرب به یک تمدن معنوی». بر این اساس، هرگز نمی‌توانیم تعلقی ذاتی به هیچ یک از ملزومات تمدن جدید داشته باشیم. اما درعین حال، از آنجا که همین وسایل هستند که زمینه‌ی استثمار جهانی و قهر و غلبه‌ی تفکر غربی را فراهم آورده‌اند، بی‌اعتنایی ما به تکنولوژی جدید نمی‌تواند مفهومی جز تسلیم در برابر شرایط حاضر داشته باشد.


تلاش ما آن است که تمدن جدید را
در تفکر خود مستحیل کنیم و هرجا که امکان این استحاله وجود ندارد، بر آن غلبه یابیم. تلاش ما برای غلبه بر تکنیک، خودبه‌خود به معنای نفی موجباتی است که بشر امروز را به تسلیم نفس اماره و ترک عادات ملازم با زندگی ماشینی و تکنیك‌زده امکان ندارد، اما نباید توقع داشت که این امر بدون یک تلاش دشوار تاریخی و فراز و نشیب‌های بسیار امکان‌پذیر باشد.

این مبارزه‌ی وسیع هم‌اکنون درگیر است و آوردگاه آن به وسعت همه‌ی زمینه‌ها و محدوده‌های گوناگونی است که تمدن جدید در آن فعال است. «هنر و ارتباطات اجتماعی» نیز به طریق اولی اکنون عرصه‌ی یک نبرد نابرابر است که بین «مبشرین تفکر و تمدن معنوی» و «پاسبانان تفکر و تمدن منسوخ» جریان دارد.
این نبرد، جز از یک وجه، یک نبرد نابرابر است، چراکه تمدن جدید بعد از چهار قرن سراسر زمین و حتی جزایر دورافتاده‌ی دریاهای دور را نیز تسخیر کرده و ریشه‌ی عاداتی که در جسم و جان بشر امروز دویده است، بدین آسانی‌ها بریده نخواهد شد … و همان طور که پیش از این گفتیم، تمدن غربی همه‌ی لوازم یک چنین استیلای وسیع و هولناکی را فراهم آورده است: سلاح‌های مرگبار اتمی و شیمیایی، شبکه‌های جهانی ارتباطات، سازمان‌های بین‌المللی و … از همه بدتر، عاداتی ریشه دوانده در جسم و جان، عقلی اعتباری که بعد از این قرن صورتی موجه به همه چیز بخشیده است.
همسر دوست من، بعد از سفری به هلند، سخنی را از یک مادر هلندی نقل می‌کرد که می‌تواند عمق فاجعه را بیش از پیش برملا سازد. او گفته بود: «اگر فرزند من هوموسکسوئل باشد، من همه‌ی امکانات را برای آنکه او بتواند جفت مناسبی برای خود پیدا کند و به همه‌ی خواسته‌های خود دست یابد، برایش فراهم خواهم آورد».
عقل بشر از اعتبارات و مقتضیات زمان تبعیت دارد و در جامعه‌ای چون جوامع غربی، اخلاق را نیز امری مطلقاً اعتباری می‌انگارد و بعد از یک زندگی مستمر با این «نظام ارزشی خاص»، شرایط روحی و روانی و اخلاقی مناسبی برای زندگی اجتماعی پیدا می‌کند، هرچند قومی که در میان آنها می‌زید قوم لوط باشد.
تنها چیزی که در این مبارزه به یاری ما خواهد آمد «وجدان فطری انسان‌ها»ست که از اصل خلقت، الهی است. با تحقیق در تاریخچه‌ی یازده سالی که از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد  می‌توان دید که «آثار و نتایج عملی» این مبارزه بیشتر از حد انتظار امیدوارکننده است. میزان استقبال جوانان از تفکری که اصطلاحاً آن را «تفکر بسیجی» می‌نامند حکایت از جاذبیت فطری و باطنی دین، بالخصوص برای جوانان دارد، چراکه جوانان «جدیدالعهد نسبت به ملکوت» هستند و به «فطرت» نزدیك‌ترند. در میان این جوانان، هستند کسانی که چون اصحاب مقرب رسول اکرم (ص) معصومانه و در کمال تقوا و طهارت زندگی می‌کنند و این در زمانه‌ای است که همه‌ی استعدادهای شیطانی بشر به فعلیت رسیده و سراسر کره‌ی خاک در جهنم گناه می‌سوزد، گناهی که نقابی موجه از یک توجیه متدولوژیک نظری را نیز بر چهره دارد.
والسلام    



طبقه بندی: امربه معروف ونهی ازمنکر،  عمومی،  علمی،  اخلاق،  شهدا، 
برچسب ها: شهید آوینی، تلوزیون، تمدن غرب، بسیج از نظر شهید آوینی، مدینه معنوی، بیداری اسلامی، سینما،
ارسال توسط هادی
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 21 دی 1390

اولین تصویر منتشر شده از شهید احمدی روشن





طبقه بندی: عمومی،  شهدا، 
برچسب ها: شهید مصطفی احمدی روشن، ترور دانشمند، ترور احمدی، عکس احمدی روشن،
ارسال توسط هادی
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 21 دی 1390

ماتریابیسم دیالکتیک

گفتیم برای شناخت تفکر ماسونی نیاز به مقدماتی است که شاید طولانی باشد اما لازم است.از جهان بینی شروع کرده و حال به ماتریالیسم دیالکتیک که مارکس آن را بنا نهاد رسده ایم.این تفکر اگرچه در نگاه اول پیچیدگی خاصی داشته باشد  اما اشکالات عدیده ای نیز دارد که به طبع پیچیده است. به همین خاطر بیان همه ی جوانب آن در سطح این نوشتار میسر نیست اگرچه در نقد ماتریالیسم مکانیکی نیز همین مطلب با ضعف صادق است.ولی سعی می کنیم مطالب مهم را به صورت ساده بیان کنیم تا اجمالا به هدف خود که شناخت تفکر ماسونی است برسیم.

همان طور که گذشت ماتریالیسم مکانیکی به نقطه ضعف های فراوانی که داشت از صحنه خارج شد و عامل (نیروی مکانیکی خارجی) که فویر باخ آن را عامل حرکت و تکامل نامیده بود جای خود را به  (تضاد درونی ماده) داد.مارکس با قرض گرفتن بینش دیالکتیکی و اصالت تاریخی از هگل و بینش مادی گرایانه این نظریه را اصلاح کرد.

دیلکتیک مرکب از دیا+لگین((dia+legein  کلمه ای در اصل یونانی به معنای بحث و مجادله است و در ابتدا به قیاس خلف و صناعت جدل و مغالطه اطلاق می شد تا این که این اسم برای تفکری به کار رفت که عامل حرکت و تکامل را تضاد درونی مواد می دانستند .مارکس و همچنین انگلس برای این نظریه سه اصل را مطرح کردند:

1)اصل تضاد داخلی: آنان هر پدیده ای(حتی خود هستی) را مرکب از تز و آنتی تز میدانند.تز و آنتی تز همواره در تقابل با یکدیگر قرار دارند تا این که آنتی تز بر تز غلبه کرده و موجود جدیدی به نام سنتز به وجود می آید.مثلا نطفه در شکم مادر از غذا تغذیه کرده بر آن غلبه می کند تا نوزاد متولد شود.

به عبارت دیگر این اجتماع نقیضین است که عامل تکامل پدیده ها می شود.به طوری که نقیضی نقیض دیگر را در خود هضم کرده و پدیده ی دیگری زاده می شود.

اما...

دیالکتیسین ها هم منطق کلاسیک را پذیرفته و هم از منطق دیالکتیکی خود پیروی می کنند. نکته ای که در این جا مطرح است این است که اجتماع  دو نقیض  در منطق کلاسیک یعنی جمع شدن دو امر در زمان و مکان  واحد که یکی وجودی است و دیگری عدمی و منظور از عدمی نبود همان موجود مذکور است.مثلا سفیدی و عدم سفیدی ، حضور در یک مکان و عدم حضور در همان مکان.بدیهی است که این گونه اجتماع محال بوده و محقق نمی شود مثلا دیوار نمی تواند هم سفید باشد و هم غیر سفید و مداد نمی تواند هم در این جا باشد هم نباشد(البته در زمان واحد).

با توجه به این مطلب سوال می کنیم آیا مواد غذایی و کودک در شکم مادر نقیض هم هستند؟ پرواضح است که با توجه به تعریف بالا این دو نقیض نیستند و آنچه که دیالکتیسین ها آن را اجتماع دو نقیض می خوانند اشتباهی است آشکار!

با تمام اشکالات بالا اصل تضاد داخلی تنها به بیان مکانیزم حرکت وتحول است و به سوالاتی چون:

چرا در هر ماده تز و آنتی تز به وجود می آید؟ چرا این دو باهم به اصطلاح نبرد می کنند؟چرا آنتی تز پیروز است؟چرا این نبرد موجب حرکت است؟چرا حرکت موجب سنتز است؟ و ...

پاسخ نمی دهد و مرموزانه از آن ها عبور می کند.

باز هم اگر بر روی این مشکلات چشم ببندیم با  توجه به این نظریه هر پدیده ای دارای تز و آنتی تز است حال خود تز و آنتی تز به عنوان یک پدیده دارای تز و آنتی تز خواهند بود.دوباره این تز و آنتی تز خود دارای تز و آنتی تز خوتهد بود و این دور تسلسل تا نا کجا آباد ادامه خواهد یافت.همان طور که دومینه پایانی دارد و بدون انتها دومینویی نخواهیم داشت این جا هم باید به تز و آنتی تزی ختم شود که سخن نظریه پردازان این مکتب فکری که برای هر پدیده ای تز و آنتی تز فرض می کنند به خطا رفته است!




طبقه بندی: پاسخ به شبهات،  عمومی،  علمی،  نقادی، 
برچسب ها: ماتریالیسم، دیالکتیک، ماتریالیسم دیالکتیک، هگل، انگلس، مارکس، لنین،
ارسال توسط هادی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 18 دی 1390

ایران باستان(2):

دوره پارسی ها ( هخامنشیان ):
پارسی ها به وسیله كوروش ، دولت ماد را از میان برداشته و سلسله هخامنشی را تاسیس كردند . آنها از نظر لباس همانند مادها بودند . درمورد پوشاك خاص زنان این دوره آمده است : « ازروی برخی نقوش مانده از آن زمان ، به زنان بومی بر می خوریم كه پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین كوتاه  است . به زنان دیگر آن دوره نیز بر می خوریم كه از پهلو به اسب سوارند . اینان چادری مستطیل برروی همه لباس خود افكنده و در زیر آن ، یك پیراهن بادامن بلند و در زیر آن نیز ،پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است. »

دوره اشكانیان:
در این دوره نیز هماهنند گذشته ، حجاب زنان ایرانی كامل بوده است . در این باره چنین می خوانیم : « لباس زنان اشكانی پیراهنی بلند تا روی زمین ، گشاد ، پرچین ، آستین دار و یقه راست بوده است . پیراهن دیگری داشته اند كه روی اولی می پوشیدند و قد این یكی نسبت به اولی كوتاه و ضمنا یقه باز بوده است . روی این دو پیراهن چادری سرمی كردند .»
در جای دیگر آمده است : « چادر زنان اشكانی به رنگ های شاد و ارغوانی و یا سفید بوده است. گوشه چادر در زیر یك تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه كه به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده ، بند است . این چادر به نحوی روی سر می افتاده كه عمامه ( نوعی كلاه زنانه ) را در قسمت عقب و پهلوها می پوشانیده است . »
در كتاب «پارتیان» نیز آمده است : « زنان عهد اشكانی  قبایی  تا زانو برتن می كردند ، با شنلی كه  برافكنده می شد ونیز نقابی داشتند كه معمولا به پس سرمی آویختند.»
دوره ساسانیان:
در این دوره اردشیر پسر ، بابك با استفاده از ضعف اشكانیان ، سلسله ساسانیان را بنیان نهاد و دین زرتشت را دین رسمی كشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشكده های ویران را بازسازی نمود . زنان در این دوره كه  احكام دینی زرتشتیان در كشور  اعمال می شده است ، همچنان دارای حجاب كامل بودند . درمورد پوشاك زنان چنین آمده است : « چادر كه از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است ، در این دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است . »
حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتی داشت كه « حتی لباس هنر پیشگان زن، مانند لباس های بلند سایر بانوان ، تا پشت پا كشیده  شده است .»
برای اثبات توجه زنان در این دوره به حجاب ، كافی است این نقل تاریخی را از منابع اسلامی مرور كنیم : هنگامی كه سه تن از دختران كسری ، پادشاه ساسانی ، را با ثروت فراوانی از اموال ، برای عمر آوردند ، شاهزادگان ایرانی را در برابر عمر درحالی كه با پوشش و نقاب ، خود را پوشانده بودند ، ایستاندند، خلیفه دستور داد، با آوازی بلند برآنان فریاد كشند كه : پوشش ازچهره برگیرید تا مسلمانان آنها را ببینند و خریداران پول بیشتری به پای آنها بریزند . دوشیزگان ایرانی از برهنه كردن صورت خودداری كردند و مشت بر سینه نماینده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند . خلیفه خشمناك  شد و خواست با تازیانه آنان را بیازارد، درحالی كه شاهزادگان ایرانی می گریستند . حضرت علی ( علیه السلام ) به عمر فرمودند : در رفتارت  مدارا كن ؛ از پیغمیر خدا صلی الله علیه وآله  شنیدم كه می فرمود : « بزرگ و شریف هر قومی را كه خوار وفقیر شده ، گرامی بدارید » عمر پس ا زشنیدن فرمایش حضرت علی ( علیه السلام ) آتش خشمش فرو نشست . سپس حضرت اضافه كرد : « با دختران ملوك  نباید معامله دختران بازاری ( كنیزان ) كرد . »

ادامه دارد،انشا الله...

                    والسلام




طبقه بندی: عمومی،  مذهبی، 
برچسب ها: حجاب، حجاب در تاریخ، هخامنشیان، ساسانیان، حجاب در ایران باستان،
پیوندهای مرتبط: حجاب در تاریخ(3)(2)(1)،
ارسال توسط هادی
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 9 دی 1390

تلخیصی از بیانات مولای متقیان حضرت امیر المومنین(علیه السلام) در مورد فتنه:

رشد فتنه همچون رشد جوانى سریع و نیرومند، و آثارش همچون آثار سنگ محكم و سفت است. ستمكاران بر اساس پیمانها كه با هم دارند آن فتنه را از هم ارث مى برند.اول آنان پیشواى آخرشان، و آخرشان تابع اوّل آنان است. با هم در به دست آوردن دنیاى پست رقابت مى كنند، و چون سگان بر سر مردار بو گرفته به جان هم مى افتند. و زمانى نمى گذرد كه تابع از متبوع، و راهنما از پیرو بیزارى مى جوید. با كینه و دشمنى از هم جدا مى شوند، و زمانى كه یكدیگر را   مى بینند به هم لعنت مى كنند.
پس از این فتنه، فتنه اى دیگر پیش آید لرزاننده و درهم كوبنده و حمله آور، كه دلهایى پس از استوارى دچار لغزش مى شوند، و مردانى از پس سلامتى در دین به گمراهى مى افتند.زمان هجوم این فتنه هوسها و امیال گوناگون مى شود، و به هنگام طلوع آن آراء درست به نادرست اشتباه مى گردد.كسى كه به مقابله با این فتنه برخیزد پشتش را مى شكند، و آن كه در دفع آن بكوشد او را درهم بكوب  .                                                         
…….
 در نشانه هاى دین رخنه مى كند، و پیمان یقین رامى شكند. زیركان از آن مى گریزند، و ناپاكان در تدبیرش مى كوشند. فتنه اى است پر رعد و برق، سخت و با شتاب. خویشان در آن فتنه از هم جدا شوند، و مردم در فضاى آن فتنه از اسلام دل بردارند.                                    
…………..
شما اى اهل ایمان، پرچم هاى فتنه و نشانه هاى بدعت نباشید، و به آنچه پیوند جماعت با آن گره خورده، و اركان طاعت بر آن بنا شده ملتزم باشید. مظلوم بر خدا وارد شوید و ظالم وارد نشوید. از راههاى شیطان و موارد كینه و دشمنى پرهیز كنید. در شكم هاى خود لقمه هاى حرام وارد نكنید.
…….
در این فتنه ها و احكام با كتاب خدا مخالفت مى شود، و مردانى مردان دیگر را بر غیر دین خدا یارى و پیروى مى نمایند. اگر باطل از آمیزش با حق خالص مى شد راه بر حق جویان پوشیده نمى ماند. و اگر حق در پوشش باطل پنهان نمى گشت زبان دشمنان یاوه گو از آنقطع مى گشت. ولى پاره اى از حق و پاره اى از باطل فراهم شده و در هم آمیخته مى شود، در این وقت شیطان بر دوستانش مسلط مى شود، و آنان كه لطف حق. شاملشـان شـده نجـات مى یابنـد.




طبقه بندی: بدعت ستیزی،  نهج البلاغه،  سیاسی،  عمومی،  مذهبی، 
برچسب ها: امام علی(ع)، فتنه، نهج البلاغه، بدعت و فتنه، شبهه،
ارسال توسط هادی
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 9 دی 1390

به مناسبت یوم الله 9 دی

 دانلود




برچسب ها: فتنه، مقام معظم رهبری، فتنه سبز،
ارسال توسط هادی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 4 دی 1390

دیروز:

    آقای صانعی: افکار و اندیشه های جاودانه امام ربطی به امروز و دیروز ندارد و قابل                                                            تغییر نیست (کیهان 10/12/68)

-  قسمتی از مصاحبه ی  ایشان با نشریه ی پیام انقلاب شماره 22:

ولایت فقیه در همه چیز حاکم است می تواند خلاف هر مقرری و آیین نامه ای را بگوید.حتی می تواند خلاف قانون و مصوبات مجلس را هم بگوید،اما ولی معمولا این کار را نمی کند.اما بر تمام اساسنامه هاآیین نامه ها،قانون و حتی قانون مصوب مجلس هم حاکم است و بالا تر از آن ارزش قانون اساسی ما به امضای مقام رهبری است.والا اگر امضا ی مقام رهبری از روی قانون اساسی برداشته شود آن قانون اساسی ارزشی ندارد. ........ اگر خدای نخواسته روزی به تمرکز مقام رهبری و مقام رهبریت در این نظام ضربه ای وارد بشود آن روز است که به انقلاب ما ضربه می خورد.انقلاب ما را تمرکز مرجعیت به نتیجه رسانده است.وقتی یک مرجع تقلید حرکت کند روستایی هم حرکت می کند حال روستایی بگود من از کدخدای ده بپرسم ببینم اجازه می دهد یا خیر،از مدیر مدرسه بپرسم...مدیر مدرسه کجا و مقام رهبری کجا؟ولی امر ،مِن عند الله تعالی فرمان می دهد و لذا مراجعه به دیگری هیچ جایز نیست.معصیت است.خطر انحرافی است....

 

امروز:

       -   بخشی از مصاحبه ی ایشان با رادیوN.P.R  آمریکا:

باید توجه داشت که مشروعیت جمهوری اسلامی زمانی حاصل می شود که توده ی مردم در انتخابات شرکت کنند،و اگر توده ی مردم شرکت نکنند،از نظر قانون اساسی،مشروعیت دچار مشکل می شود. 

-    بخشی از مصا حبه ی  ایشان با روز نامه ی صدای عدالت:

همه  می دانیم که هیچ نهاد،ارگان و یا اشخاص چه حقیقی و چه حقوقی،دارای هر مرتبه و مقام سیاسی که باشند،حق قانون گذاری نداشته و ندارد و دخالت دیگران صحیح نیست.

-           بخشی از مصا حبه ی ایشان با آقای دینمور:

کسی که می گوید ولی فقیه حق دارد در همه ی امور دخالت داشته باشد،حتی در قانون گذاری،راه صواب را نپیموده و افراط کرده....

و فردا:

???????


 

والسلام          




طبقه بندی: امربه معروف ونهی ازمنکر،  بدعت ستیزی،  سیاسی،  نقادی، 
برچسب ها: صانعی، دیدگاه صانعی، مصاحبه صانعی با دینمور، مصاحبه صانعی با پیام انقلاب، ولایت فقیه،
ارسال توسط هادی
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 2 دی 1390

فتنه در لغت در بیش از ده معنا به کار رفته است.یکی از معانی مشهور فتنه ( آزمایش کردن،آزمودن) است .همچنین معنای دیگری برای این لفظ ذکر شده است که که در جامعه شهرت بیشتری دارد و آن (سلب آسایش ، آزادی و امنیت از فرد یا جامعه) است.در قرآن فتنه به معنای (فریب و مخدوش کردن حقایق نیز به کار رفته است.(1)

نکته اساسی در مورد فتنه این است که از گناهان کبیره شمرده شده است و حتی از قتل نیز بزرگتر و خطرناک تر معرفی شده است(2).همچنین در قرآن به مومنان دستور داده شده تا با فتنه گران به نبرد بپردازند تا ریشه ی این امر ناپسند از بنیان کنده شود(3). در نهج البلاغه نیز در موارد بسیاری مشاهده شده است که حضرت امیر(ع) مردم را از خطر فتنه و فتنه گر بر حظر داشته اند.

قصد ما در این نوشته این است که فتنه را در آیات قرآن و نهج البلاغه بررسی کرده و به ابعاد این موضوع بپردازیم:

قرآن

همان طور که گذشت یکی از معانی فتنه آزمایش کردن است.همواره آزمایش در طول تاریخ وسیله ای برای سنجیدن توانایی های شخص آزمایش شونده بوده است  به طوری که برخی از انسان ها تا چیزی را در غوطه ی آزمایش قرار ندهند نمی پذیرند و آن را ابطال می کنند.در عصر امروز نیز این شیوه بش از بیش مرسوم بوده مثلا در تمام جهان دانش آموزان در پایان سال تحصیلی موظف به شرکت در امتحانات و قبولی در آنند و اگر در آن شرکت نکنند و یا نمره مناسبی نگیرند به مشکل برخورده و ادامه تحصیل آنان به خطر می افتد.در سطح بالاتر نیز انسان در طول حیات خویش در امتحانی قرار دارد که رستگاری خویش را در گروی سربلندی در آن می بیند.



بله! آزمایش سنتی است الهی که کسی نمی تواند از آن بگریزد چرا که رستگاری او به خطر خواهد افتاد.قرآن کریم در آیاتی به این امر اشاره کرده و آن راحتمی می داند:

احسب الناس ان یترکوا ان یقولون آمنا و هم لا یفتنون(2) و لقد فتنّا الذین من قبلهم فیعلمنّ الله الذین صدقو و لیعلمنّ الکاذبین(3).(4)

آیا مردم می پندارند زمانی که می گویند ایمان آوردیم(به خدا) رها می شوند و آزمایش نمی گردند؟* قطعا ما کسانی که قبل ایشان بودند را آزمایش کرده ایم،(بلکه خداوند آن ها را آزمایش می کند) تا خدا بداند چه کسانی راست می گویند و چه کسانی دروغ؟

همچنین در آیه ای دیگر آمده:

کل نفس ذائقة الموت و نبلوکم بالشر و الخیر فتنةً و الینا ترجعون(5)

هر نفسی،طعم مرگ را می چشد و شما را با خوبی ها و بدی ها می آزماییم و به سوی ما(خدا) باز می گردید.

ادامه دارد...

والسلام   


                                                                                                                                                                                                            
               

1) لقد ابتغوا الفتنة من قبل و قلّبوا لک الامور حتّی جاء الحق و ظهر امر الله و هم کارهون/توبة/48

2) والفتنة اشد من القتل/بقره/191،  والفتنة اکبر من القتل/بقره/217

3) و قاتلوهم حتی لا تکون فتنة/بقره/ 193

4) عنکبوت/2-3

5) انبیاء/35




طبقه بندی: قرآن و حدیث،  مذهبی، 
برچسب ها: فتنه، قرآن، نهج البلاغه،
ارسال توسط هادی
(تعداد کل صفحات:36)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

زلال وحی
کشکول
شهدا شرمنده ایم
نظر سنجی
شما به کدام لیست احتمالی رأی می دهید؟






خبرنامه





Powered by WebGozar

آرشیو مطالب
صفحات جانبی
حکمت در  رسانه ها

ابزار وبمستر

خرید شارژ

دانلود

قالب وبلاگ